تاحدود ۲۰ سال قبل کلیه پوشاک مردم اعم از لباس وکفش در محل تهیه می شده وفقط کلاه های مردان که از نمد ساخته می شد از بخش کاخک خریداری می گردید.
هر کشاورز به قدر مصرفی خود پنبه می کاشت وبا زحمت زیاد وصرف وقت فراوان نخ تهیه می کرد .
در هر خانه یک کارگاه پارچه پافی بنام ” تون “دیده می شد.،زنان ودختران بالغ اکثرا در پارچه بافی مها رت داشتند
وپارچه های مختلف می با فتند و به سلیقه خود از آن پیراهن ،شلوار ،چادر ،چادر شب ودستمال وحتی کت می بافتند.
از آنجا که پارچه های پنبه ای برای زمستان سرد بودند ،برای تهیه تن پوش در زمستان پارچه های پشمی زبری با دست می بافتند و از
آن پالتو مردانه درست می کردند .تهیه چرم گاه در خود روستا وزمانی از کاخک تهیه می شد.
کفاش ده (کفش دوز)بصورت روزمزد به خانه افراد می رفت وبرای خانواده کفش می دوخت .
مردان بطورکلی در کوچه وصحرا شلوار نمی پوشند ،بلکه آنها تنبانی با پارچه های نازک نخی استفاده می کنند.
پیراهن کوتاه که تا یک وجب بالای زانو میرسد همراه با قبایی بلند (تن پوش مردان مسن)وکت یا نیم تنه (مخصوص جوانان ومیانسالان)دارند.
تمام مردان مسن کلاه نمدی بر سر می گذارند وبه دور آن دستاری از پارچه سفید بنام” مندیل “می پیچند.
زنان نیز تنبان به پا می کنند وپیراهن بلند وگاهی هم کوتاه می پوشند ،زنان با چارقدی سر وگردن خود را می پوشانندودستمالی از ابریشم ویا غیر آن بدور سر خود می بندند .چار قد ودستمال چنان سفت بسته می شود که اغلب در شب به هنگام خواب هم باز نمی شود.
زنها فقط در نزد محارم خود چادر از سر بر می دارند،ولی موهای آنها همیشه پوشیده است .
استفاده از چادر در بین زنان ده معمول ومرسوم است وحتی دختر بچه های کوچکی که قادر به نگهداری چادر نیستند می بینم چادر به سر کرده اند.
کفش زنان سابق ،تمام چرمی می بودوطوری ساخته می شد که فقط پاشنه پا روی آن قرار می گرفت .پاشنه کفش را به شکل عدد پنج می ساختند.وروی آن چوب مخصوصی یه همان شکل قرار می دادند،که به آن “طبلک “می گفتند.نوع ظریفتر این کفشها از کاخک خریداری می شد.
در حال حاضر از این کفشها اثری نمانده وتمام زنها گالش وانواع کفشهای پلاستیکی را مورد استفاده قرار می دهند.در صدکمی از آنها کفشهای چرمی ساخت شهر وامروزی به پامیکنند.کمتر از بیست سال است که مردم مایحتاج پوشاک خود را خارج ا ز روستا تهیه می کنند.
ودر نتیجه صنایع دستی قدیمی سیر قهقرایی پیموده و رو به نابودی میگراید.
نحوه آرایش:
در گذشته بسیار نزدیک تا زمانیکه حمام دوش وجود نداشت وسلمانی عمومی عهده دار اصلاح سروصورت مردم محسوب می شد اکثر قریب به اتفاق مردان سرهای خود را میتراشیدند وریش می گذاشتند ،نمونه آنرا در مردان مسن ده هنوز هم می توان دید ،لیکن نسل جدید با تقلید از مد روز موی می گذارند وریش می تراشند.
زنان به هنگام عروسی نزدیکان خود آرایش می کنند.
زنها موهای بلند خود را می بافند ،قسمت بافته شده را که از پشت سر آویزان است “کجک “می نامند.
وبقیه موها که به حالت طبیعی مانده اند”چولک ” نام دارد.
برگرفته از :دانشنامه آقای حسین روحی دبیر بازنشسته دبیر ستانهای مشهد-دیماه ۱۳۵۴
برچسب ها: gonabad, gravatar, دسفو, ده, ديسفان, دیسفان, گناباد.دیسفان
۱۸ دیدگاه برای “وضع پوشاک وآرایش (حدود ۶۰سال قبل)ساکنین دیسفان”
دیدگاه خود را قرار دهید
برای قرار دادن دیدگاه باید عضو سایت باشید.


۲۵ دی ۱۳۹۰ در ۵:۰۷ ب.ظ
دست شما درد نکنه آقای عباسی
پیشنهاد می کنم دانشنامه ها یک دسته جدا داشته باشند. (زیرمجموعه مطالب مربوط به دیسفان)
با این روش اطلاعات طبقه بندی میشن
۲۵ دی ۱۳۹۰ در ۶:۱۵ ب.ظ
بله لباسهای قدیم خیلی ساده وزیبا در رنگهای مختلف واکثر
روستا بیشتر مثل هم لباس بر تن می کردند والان درایران در بعضی
روستا ها هنوز در بعضی مجالس خود از لباسهای محلی خود استفاده
می کنند.
۲۵ دی ۱۳۹۰ در ۶:۵۵ ب.ظ
بله آقای عباسی مطلب فوق خیلی زیباوخاطره انگیز است تاحدودی به یاددارم ولی افسوس که همه چیز عوض شده وفقط خاطرات گذشته در این عصر ماشینی مانده است یاد ایام بخیر …….
۲۵ دی ۱۳۹۰ در ۷:۲۹ ب.ظ
خیلی جالب بود
۲۵ دی ۱۳۹۰ در ۷:۳۶ ب.ظ
دست شما درد نکنه . . .
۲۶ دی ۱۳۹۰ در ۹:۵۱ ق.ظ
عالی بود در دوران گذار یک جامعه سنتی به مدرن ناگزیر همه چیز حتی پوشش روستاییان هم تغییر میکند اما کاش روستاییان مصرفی نمیشدند وامکاناتی برایشان فراهم شود که در تولید جامعه کوچک خود همچنان سهیم باشند اما روستای خالی از سکنه را نمی دانم !
۲۶ دی ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۵ ب.ظ
اقا رضا خوب و جالب بود ولی کامل نبود .ای کاش از حنا کردن سر و مراسم سنتی قدیم هم مینوشتید.
۲۶ دی ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۹ ب.ظ
سلام
خوب بود ، ولی اگه اشتباه نکنم از سلمانی ده فراموش کردین ، خدا رحمتش کنه بصورت سیاری دههای اطراف رو هم پوشش میداد.
۲۷ دی ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۰ ق.ظ
متأسفانه علاوه بر تغییر پوشش خیلی چیزهای دیگر در روستاها ازجمله دیسفان خودمان تغییرکرده است.یکی از این مسائل ساخت وسازهای جدید در دیسفان است که دیگر رنگ وبوی سنتی خود را از دست داده.دیگر حتی اثری از خانه های کاه گلی باقی نمانده،به طوریکه آنها را به خاطر نوسازی تخریب میکنند.کاش سبک ساختمانهای جدید در روستاها اجبارا ظاهری سنتی داشت ولی حیف…
۲۰ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۶ ق.ظ
ممنون عالی بود
۲۰ بهمن ۱۳۹۰ در ۶:۵۹ ب.ظ
ممنون جالب بود
۲۱ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۵ ب.ظ
درست است آقای چمنی اگر ساخت ساز در روستا با ظاهری سنتی حفظ شود خیلی خوب است.
۲۲ بهمن ۱۳۹۰ در ۶:۰۶ ب.ظ
خیلی مطالب جالبی بود ممنون
۲۴ بهمن ۱۳۹۰ در ۱:۳۴ ب.ظ
سلام دوستان
من با نظر خام مهدیه چمنی مؤافقم.
چه جالب بود این ساخت و سازهای جدید در روستا لااقل ظاهری سنتی داشتند.البته این موضوع را من در محله های قدیمی یزد که برخی از آن نوسازی می شوند دیده ام که ظاهری هم خوان با بافت های قدیمی دارند.
۲۸ بهمن ۱۳۹۰ در ۹:۴۳ ب.ظ
جالب بود.یاد ایام قدیم افتادم
۲ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۰ ق.ظ
چقدر رسم رسومات جالبی بوده .
با تشکر از شما
۱۶ اسفند ۱۳۹۰ در ۲:۳۱ ب.ظ
سلام
مرسی آقارضا خیلی عالیه
۲۵ اسفند ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۱ ب.ظ
خیلی جالب بود ممنون از شما
لطفا از سنتهای قدیمی دیگر هم بنویسید .
متشکرم